![]() |
جمعه 21 مهر 1391 |
خبرت هست که بعد از تو دلم گریان است
پایی بستت شده و خسته از این هجران است
گفتی که دگر قصه ما نقطه سر خط
دل خسته تر از خسته از این پایان است
نبض احساس منی گر تو نیایی ای وای
زندگی از طپش افتاده و بی سامان است
بی تو کارم شده گریه بیا رحمی کن
اشک ها در غم تو طعنه زن باران است
دوش با قصه هجر تو به پایان بردم
امشبم را چه کنم باز غمت مهمان است
بگذار که کوتاه کنم قصه، کم آورده دلم
برگرد ،دلم نه مرد این میدان است
(((((م صادقی)))))
![]() نویسنده : م صادقی
![]() |